ناآرام

مارس 4, 2012

اکبر گنجی: تحریم انتخابات تاکنون جواب نداده و نظام همیشه توانسته است بالای پنجاه درصد مردم را پای صندوق های رأی بیاورد.

Filed under: Uncategorized — noreasonfor @ 8:09 ب.ظ.

اکبر گنجی به مناسبت شاهکار سید محمد خاتمی همپای برخی از دوستان اسلام خواهش مقاله ای در جهت ماله کشی این اقدام نوشته است که طبق معمول سایت بی بی سی اقدم به انتشار آن کرده است. در این بین گنجی فرصت را مغتنم دیده تا بخشی از استدلال های مضحک جمهوری اسلامی در تشویق مردم به رای دادن را در کنج و کنار مقاله خود بگنجاند از جمله جایی که می گوید:
دوم- نابخردی های سال های اخیر، وضعیت بسیار دشواری برای مردم پدید آورده است. تحریم های اقتصادی فلج کننده ای که تصویب شده، کمر مردم را خواهد شکست. قطار تحریم ها که به راه افتاده، در صورت عدم عقلانیت، به مقصد تهاجم نظامی به ایران خواهد رسید. خاتمی -و هیچ ایران دوستی- نمی تواند موافق چنین امری باشد.
ملاحظه میکنید که این گفتار ادامه همان بیلبوردهای مضحکی است که در اتوبان های تهران نصب شده بود و در آن ها با نسبت دادن مطالبی به رسانه هایی نطیر صدای آمریکا تلاش شده بود تا با القای ترس از حمله نظامی مردم را به پای صندوق رای بیاورند.
سوم- «اپوزیسیون سازی» دولت های غربی برای ایران در خارج از کشور نیز موجب نگرانی خاتمی شده است. او به تجربه لیبی و سوریه می نگرد. فکر می کند که فرایند دموکراتیزه کردن نظام، باید از داخل کشور رهبری شود، نه این که دولت های غربی از طریق «چلبی سازی» رهبری مخالفان را در دست گیرند. برای رسیدن به این مقصود، باید «امکان» فعالیت برای مخالفان داخل کشور به وجود آید. برای ساختارشکنان، هرچه شکاف بین رژیم و مردم افزایش بیشتری یابد، مطلوب تر است. این شکاف باید تا آنجا افزایش یابد که بین رژیم و مخالفان جز دره ای خونین وجود نداشته باشد. اما خاتمی برای اصلاح نظام و پیاده کردن بخش «حقوق ملت» قانون اساسی، به فرصت فعالیت نیاز دارد. او قطعاً هیچ مخالفتی با رهبری مخالفان توسط رهبران مستقل داخلی ندارد، اما مخالف سپردن رهبری حرکت اعتراضی به ایرانیان مقیم خارج است. خصوصاً اگر این رهبری توسط دولت های خارجی «ساخته» شود.
احتمالن اشاره گنجی به تلاش مثبتی که از سوی اپوزوسیون جهت همگرایی آغاز شده است می باشد. و منظور او احتمالن «آلترناتیو سازی» بوده است نه «اپوزوسیون سازی». اما بر خلاف این «لولو سازی» از «آلترناتیو سازی» به شخصه بسیار از این حرکت استقبال میکنم هرچند که گنجی با عبارت چلبی سازی موذیانه تلاش کرده است تا تمام اقداماتی که در جهت اتحاد برداشته می شود را بدنام و پلید جلوه دهد.در ادامه گنجی بر روی واژه «امکان» تاکید کرده و شرکت در انتخابات را یک امکان برای مشارکت داخل کشور دانسته هرچند که توضیح نداده است چرا تحریم نمی تواند یک «امکان» باشد اما باید از او پرسش کرد که آیا به رفتار خود و دوستان خود در کور کردن انواع این «امکان» ها از 18 تیر 78 تا عاشورای 88 اندیشیده است؟ آیا این حرکت ها از خارج از کشور انجام شده بود که مسعود بهنود در مقاله ای که روز عاشورا تنظیم کرده بود مردم را بازنده نامید؟
در ادامه افاضات خود اکبر گنجی مجددن مساله حمله نظامی را در بند دیگر به شیوه ای دیگر به کار میگیرد تا اقدام ننگین خاتمی را توجیه کند.
چهارم- به گمان خاتمی، حداقل بخشی از نظام، قصد دارد او و اصلاح طلبان را به «مخالفان برانداز» مبدل سازد. بدین ترتیب، امکان هرنوع فعالیت سیاسی از آنها گرفته خواهد شد. خاتمی به روش های گوناگون در برابر این رویکرد ایستاده است. به دنبال گفت و گو با رهبری نظام است تا پنجره ای بگشاید ، خطرها را از ایران دور سازد، حداقل راه عملی شدن سه مطالبه ای که بیان کرده را هموار سازد.
در این بند نیز چنان چرندیاتی بافته شده است که قضاوت در مورد آن را بی نیاز از هر اظهار نظری به مخاطب واگذار می کنم.
ششم- تحریم انتخابات تاکنون جواب نداده و نظام همیشه توانسته است بالای پنجاه درصد مردم را پای صندوق های رأی بیاورد. این میزان رأی ، حتی از آرایی که در نظام دموکراتیکی چون آمریکا به صندوق ها ریخته می شود، بیشتر است. با عدم شرکت در انتخابات، خود را از فرایند سیاسی نظامی که خود ساخته ایم، حذف می کنیم. نظام متعلق به خود ماست. او دوباره به جمهوری اسلامی رأی داده است. منتها جمهوری اسلامی به روایت خاتمی، «حقوق ملت» را به رسمیت شناخته است.

Advertisements

مارس 3, 2012

آقای خاتمی چرا توضیحات در «چند روز آینده»؟

Filed under: Uncategorized — noreasonfor @ 6:15 ب.ظ.

خیانت های مکرر حامیان اصلاحات به خصوص در سه سال اخیر، بدنه جنبش سبز (اگر هنوز دوست دارید یک جنبش سیاسی به این نام خوانده شود) را به جایی رسانده است که این روزها ننگ همراهی اصلاح طلبان را تنها تحمل میکنند. متاسفانه هر اندازه تلاش برای کندن این اژدهای هفت سر از سمت جنبش صورت میگردد این «سلفی» های دیروز و «اخوان المسلمین» های امروز ایران هر روز با شکلی نو طرحی نو و مکری نو خود را چون آوار بر سر جنبش خراب می کنند. در فهرست بلندبالای مکر و نیرنگ های این جماعت اسلام گرااز مواضع مسعود بهنود در روز عاشورا و ابراهیم نبوی در حمله به سفارت ایران تا دروغگویی محسن کدیور پاچه خواری عطالله مهاجرانی از خامنه ای دیده می شود. تعمد در واژگونه انعکاس دادن صدای ملت ایران چنان سایت های زنجیره ای شان را به تکاپو واداشته است که گهگاه به رقابت بی شرمانه ای برای کسب اسکار بی شرفی شبیه می شود. در ادامه سلسله خیانت های این دسته اخراجی از حکومت قرعه به نام سید محمد خاتمی افتاد. البته آنانی که چشم بر واقعیت نبسته اند به خوبی خیانت های مکرر در مکرر او را به یاد دارند. ادر حالی که حتی بدبین ترین مخالفان خاتمی با دیده شک به شرکت او در انتخاب می نگریستند در کمال وقاحت و بی شرمی وصف ناپذیری که تنها در این جماعت مسلمان باید سراغش را جست او در تصمیمی به خیال خود زیرکانه مخفیانه رای داد. در این میان سایت کلمه همانند خواهر دوقولوی دروغگوی خود جرس اقدام به پخش سلسله مداحی هایی در باب «سخت بودن» شرایط رای ندادن برای سید خندان کرده است. پرسش اینجاست که چطور خاتمی حاضر نشد همان شب شفاف سازی کند و لااقل جلوی دروغ پراکنی سایت های طرفدار و کاربران ماله کش خود در شبکه های مجازی چون بالاترین در باب کذب بودن خبر رای دادن را بگیرد. مضاف به این هر سیاستمدار صاحب شعوری در درجه اول با علم به چنین واکنش هایی از رای دادن خودداری می کند و دوم اگر هم تمام شروط خریت بر او فائق گشت و تصمیم بر رای دادن گرفت در اسرع وقت شفاف سازی میکند. حضرت آقای خاتمی بفرمایند که آیا جز این است که این مکث چند روزه برای پاسخگویی از فقدان یک سناریوی عامه پسند ناشی میشود؟ یا اینکه در صدد هستند ابتدا سایت های دروغ پردازی چون جرس پیش قدم شده و با تحلیل هایی که بوی پول اکبر رفسنجانی و پسرش از صد کیلومتری آن استشمام می شود فضا را برای پذیرش یک سناریوی تخیلی آماده سازند؟ این جانب باور دارم که قطعا به همین گونه هست و تلاش هایی که از هم اکنون در سایت های زنجیره ای متصل به حلقه اکبر غاز شده است گواه این نظر است. اظهار نظرهایی نظیر اینکه «خاتمی را مجبور کردند» و «شرایط خطیر بود» خبر از پرداخت بی شرمانه داستانی برای توجیه این خیانت های مکرر میدهد.
به راستی که تاریخ ایران چنین بی پرنسیبی و بی شرفی را از سیاستمدارانش سراغ ندارد…

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.