ناآرام

مارس 28, 2010

چه اتفاقی در حال افتادن است که با گذشت 9 ماه مبارزه،طیف خاصی از اصلاحات طاقت دیدن یک کامنت متفاوت در سایت های مربوط با خودش ندارد؟

Filed under: Uncategorized — noreasonfor @ 1:36 ب.ظ.

رک و صریح بگویم من کم کم دارم نگران می شوم. اینبار نه از اقدامات دولت و کودتاگران که از اقدامات طیف کوچکی از جنبش سبز که گویا قصد ولایت بر تمامی طیوف دارد. من نگران هستم از اینکه چگونه طیفی کوچک از اصلاح طلبان که حتی قادر نیست همه اصلاح طلبان حکومتی را زیر چتری واحد جمع کند به خود جرات داده اند که خود را سخنگوی جنبش سبز بنامند و اتاق فکر برای جنبش سبز ایجاد کنند!.  نگرانی من اینست که چه اتفاقی در حال افتادن است که، سایت «جرس»  که حتی حاضر نیست یک مقاله در حمایت از سکولاریسم چاپ کند خود را پایگاه اینترنتی جنبش سبز می نامد!. مجموعه نگرانی هایم را مشاهدات عینی خودم از مشی اخیرا اتخاذ شده در صفحات فیس بوک میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و صفحه انقلاب سبز افزایش داد. این صفحات چندیست در ابعاد بسیار وسیع اقدام به تصفیه کامنت ها و هدفمند سازی آنها روی آورده اند. به راستی چه اتفاقی در حال افتادن است که با گذشت 9 ماه مبارزه طاقت فرسا و دادن کشته و زخمی و زندانی از سوی مردم، طیف اصلاحات طاقت دیدن یک کامنت متفاوت در سایت های مربوط با خودش ندارد؟ این کارها را به حساب چه کسی باید نوشت؟ چه کسانی بدعت گذار این گونه اقداماتند؟

من به وضوح حس می کنم گروهی کوچک عزم خود را جزم کرده اند تا فضای رسانه ای چند صدایی جنبش سبز را انحصاری کنند و در این راه از برخی نویسندگان و شخصیت های معروف سیاسی کمک گرفته اند. من دقیقا نمی دانم با چه وعده ای دیالوگ هایشان را هماهنگ کرده اند و قلم هایشان را به یک جهت همسو کرده اند؟ و آیا اساسا وعده ای در کار بوده یا خیر؟. و آیا این نویسندگان و افراد سیاسی چیزی می دانند که دیگران نمی دانند که این رویه را در پیش گرفته اند و یا صرفا در حال تجربه یک اشتباه سیاسی/حرفه ای هستند که هر سیاستمدار یا نویسنده ای زمانی آن را در زندگی تجربه خواهد کرد؟ و من باز مطمئن نیستم از اینکه آیا ممکن است جمعی در حال مخفی کردن مقصود و هدف اصلی سیاسیشان از دیگران هستند یا خیر؟ نظیر آنچه در انقلاب 57 اتفاق افتاد.

جای تاسف بسیار است که جنبش سبز در آستانه ورود به یک سالگیش قادر نیست بگوید به چند در صد از اهدافش دست یافته آن هم نه به خاطر موانع سیاسی موجود بلکه چون سیاستمداران موجود از پذیرفتن حق حضانت سر باز زدند. جنبشی که  مدت مدیدی یتیمانه نگریست تا رهبری بیابد و لااقل چشم اندازش را مطرح کنند می رود تا رهبری را به مردی واگذارد که از یک طرف طیف وسیعی از جنبش بدش نمی آید  او را نیز به پای میز محاکمه بکشاند و از طرف دیگر طیف حکومتی اش زمانی از او به عنوان عالیجناب سرخپوش یاد کرد.

Advertisements

18 دیدگاه »

  1. دوست گرامی ما از همون ابتدا هم می گفتیم و نگران بودیم. این حرکت که با رنگ سبز شال سیّدی موسوی شروع شد بر طبق سناریوی از پیش نوشته شده پیش می رفت و همچنان ادامه دارد. اصلاح طلبها قرار نبود و قرار نیست و نخواهد بود که سخنی از آزادی بیان و سکولاریسم بزنند. اگر کسی از سبزها فکر کرده که موسوی یا کروبی و یا حتا همون خاتمی هم ذره ای در عمق وجودشون چنین هدفی دارند باید یا به خرد او شک کرد یا به درستی و صداقت در گفتارش.
    پاینده باشید

    دیدگاه توسط اردی خان — مارس 28, 2010 @ 1:49 ب.ظ. | پاسخ

  2. من هم که خیلی گفتم، ولی خوشحالم کم کم مردم به هوش میان ، ولی این داستان سر درازی داره، شکیبا باش.

    دیدگاه توسط balaban — مارس 28, 2010 @ 2:45 ب.ظ. | پاسخ

  3. doostan
    kasi fekr nemikonad rafsanjani mokhalefe nezame ia taghirate radical ro doost dare
    ama age kasi fekr kone baraie gozar az sharaiete feli naghshe por rang va mohemi nadare maloome ke ia khaabe ia az sharaiete felie iran bi khabare

    دیدگاه توسط sam — مارس 28, 2010 @ 9:01 ب.ظ. | پاسخ

  4. Alaln Kheyli khoshhalam ke jonbesh zod be natije naresid va afrad ba niathashon moshakhas shodan.
    Khob az avalesh mavaze mosavi va khatami malom bod va onaee ke khate khodeshon ro alan sava mikonan ham baese badnamie jonbesh shodan va ham inke khodeshono farib dadand.
    Be serahat migam azad andish tar az khatami dar iran ke hichi dar 2nya nemibinam.
    ———————————————————————————————————————–
    بد نیست کمی دید تنگتان را گسترش دهید جناب!

    دیدگاه توسط Mohammad — مارس 28, 2010 @ 9:36 ب.ظ. | پاسخ

  5. بنده با نظر اردی خان موافق نیستم، حافظه ی تاریخی در این موارد می تواند راهگشا باشد. نباید فراموش کنیم که این مبارزه برای آزادی و حقوق شهروندی از جنبش مشروطه آغاز شده و هنوز ادامه داردو در این راه باید از توانایی های موجود در جامعه استفاده کرد؛ خاتمی هیچ کار مثبتی که نداشته باشد می توان دوره ی ریاست جمهوری اش را آغازگر این جنبش فعلی دانست برای پی بردن به این موضوع مقایسه ای بین دهه های شصت و هفتادِ خورشیدی بفرمایید.
    ————————————————————————————-
    خاتمی خود معلول است نه علت دوست عزیز. چگونه اینقدر ساده انگارانه مجموعه تحول اجتماعی ای که منجر به تولید پدیده ای به نام خاتمی شد را مولود شخص خاتمی میپندارید!

    دیدگاه توسط ابراهیم — مارس 28, 2010 @ 9:53 ب.ظ. | پاسخ

    • گویا شما بخش نخست نظر بنده را نادیده گرفته اید! عرض کردم که از مشروطه تا کنون؛ منظور بنده از دوران خاتمی باز تر شدن فضای نشر و مطبوعات است. در این دوره کتاب ها و نشریات تأثیر گذاری چاپ شدند، البته هزینه ی سنگینی هم پرداختند، ولی به هر حال فضای مطالبات مدنی را باز تر کردند.
      ———————————————————————————————————-
      اشکالی ندارد از مشروطه تا کنون. ببینم شما یک خارجی من این داستان را برایتان تعریف کنم که روزی روزگاری مردمی بودند که مطبوعات آزاد داشتند اما اگر مشروب می خوردند شلاق می خوردند! اگر روسری نداشتند دستگیر می شدند! به نظرت عکس العملت چه خواهد بود؟. عزیز من ما در دوره شاه در زمینه آزادی مطبوعات و کلا آزادی های سیاسی فراز و فرود زیاد داشتیم اما همواره سطح آزادی های اجتماعی در حد قابل قبولی بود. آن وقت چطور فردی عین خاتمی که آنجا هم نوشتم معلول شرایط اجتماعی بود را شایسته این لقب میدانید!

      دیدگاه توسط ابراهیم — مارس 28, 2010 @ 11:46 ب.ظ. | پاسخ

      • گویا بدفهمی شده دوست عزیز، بنده به خاتمی لقبی ندادم، به هر حال بنده جریان اصلاحات را بخشی از تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران می دانم که به دنبال آزادی و حقوق شهروندی ست ولی همانطور که گفتی مثل فضای سیاسی دوران پهلوی فراز و فرود دارد؛ برخورد تهاجمی یا انفعالی که به نظر بنده ناشی از محقق نشدن خواسته های به حق همه ی ماست را هم قبول ندارم، ولی به تنها چیزی که معتقدم این است که آزادی مدنی و سیاسی در ایران باید برقرار شود و می شود حکومت چاره ای جز تسلیم ندارد. حالا چه خاتمی باشد چه نباشد ولی اگر این مبارزه برای آزادی با بیشترین اجماع و کمترین هزینه باشد مناسب تر است.

        دیدگاه توسط ابراهیم — مارس 29, 2010 @ 12:34 ق.ظ.

  6. دوست عزیز من هم تفکرات سکولار دارم، اما هرگز از آقای موسوی انتظار ندارم که مستقیماً از سکولارها دفاع کند.
    همین که با سکولارها اعلام مخالفت نکرده اند می تواند نشان از تفکر باز ایشان باشد.
    اگر ایشان مبانی اصلی جمهوری اسلامی را در این برهه از زمان زیر پا بگذارند و یا به هر ترتیب بهانه دست سران حکومت بدهند، دست آخر باید بروند در لس آنجلس یک تلوزیون 24 ساعته باز کنند.

    دیدگاه توسط کیوان — مارس 28, 2010 @ 10:11 ب.ظ. | پاسخ

  7. سلام. براي جنبش خطرناك تر از سانسور بخشي از افكار توسط جرس و حتي خطرناك تر از پهلوان پنبه بازيهاي ناشيانه امثال سازگارا توهم توطئه كساني مثل حضرتعالي است كه (ببخشيد) خروس بي محل شده و در حساسترين زمان ساز ناكوك مي زنند.
    همين انديشه در سال 78 مانع از تمركز روي اهداف و دست يابي آنها شد.
    تنها كافيست نظراتي كه براي همين مطلب گذاشته شده دوباره بخوانيد.
    موفق باشيد.
    ————————————————————————–
    استراتژی سکوت مصلحت آمیز ! یا همان خفه شو مصلحت آمیز جنابعالی که سخاوتمندانه به بنده ارائه نمودید را نمی پذیرم! اگر اجازه میدهید البته!راستی یادم رفت بگویم شما چرا نگران ناکوک بودن سازید؟ شما که خوب بلدید سازی ناکوک بود بسیار خوب! حذفش کنید! در لینک که نوشتم

    دیدگاه توسط سبزانديش — مارس 28, 2010 @ 10:18 ب.ظ. | پاسخ

    • سلام. ظاهرا شما از جاي ديگري ذل پرخوني داريد. وگرنه اين «خوب بلديد» نمي دانم از كجا آمده؟
      ضمن آنكه رعايت اصول مبارزه مدني و پرهيز از تندروي يا كند روي، نه دعوت به مصلحت انديشي است و نه امر به خفه شو!
      اچازه بدهيد هر كس هر چه مي پسندد بگويد. مگر سايت … مطلوب جرس مي نويسد يا …؟ تعارض منافعي وجود ندارد مگر در ذهن امثال شما.
      راستي داشت يادم مي رفت، لطف كرده و قبل از لمس كيبورد مقداري آب خنك بنوشيد و چند نفس عميق بكشيد.
      موفق باشيد

      دیدگاه توسط سبزانديش — مارس 29, 2010 @ 11:27 ق.ظ. | پاسخ

  8. اگر بعد از ز۳۰ سال که ازیورش خمینی بر انقلاب ایران و سلطه بر کشورمان و دیدن عملکرد ضد آزادی کسانی مثل موسوی و کروبی هنوز هم در ماهیت این
    آزادیخواهان قلابی تردید داشته باشیم که وی به حال ما که به قرون و اعصار به آزادی نخواهیم رسید. آخر چرا از کسانی که خود این دیوار بلند دیکتاتوری را بالا بردند انتظار آزادیخواهی و ازادی ستانی داشته باشیم؟ چرا باید جنگ قدرت جناح های حاکم بر سر گرفتن سهم بیشتر از قدرت را باید به حساب آزادیخواهی آنها باید گذاشت؟ تکلیف چیست اگر در آینده احمدی نژاد و مافیای سپاه در تعادل قدرت در موقعیت پایین تر قرار گرفت و بعد، درست مثل اصلاح طلبان با دادن شعارهای آزادیخواهانه و مطرح کردن مطالبات مردم و آزادیخواه نمایی، از جنبش مردم کولی بگیرد تا در تعادل قدرت ، دست خود را پر کرده و و وزنه خود را در تعادل قدرت بالا ببرد. آیا باید تمام جنایات، تجاوزها و کشتارها را فراموش کرد؟ یادمان نرود که موسوی، احمدی نژاد خمینی بود که به وی جای دوست و دشمن را نشان میداد. ندا و سهراب هم فرقی با هزارها هزار نوجوان و جوانی که در شکنجه گاه های اوین شکنجه شدند، مورد تجاوز قرار گرفتند و در خاوران کشته شدند، ندارند.
    ان که ناموزد ز پند روزگار / هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار/

    دیدگاه توسط ناشناس — مارس 28, 2010 @ 10:46 ب.ظ. | پاسخ

  9. اگر بعداز۳۰ سال که ازیورش خمینی بر انقلاب ایران و سلطه بر کشورمان و دیدن عملکرد ضدآزادی کسانی مثل موسوی و کروبی، هنوز هم در ماهیت این
    آزادیخواهان قلابی تردید داشته باشیم که وای به حال ما که به قرون و اعصار به آزادی نخواهیم رسید. آخر چرا از کسانی که خود این دیوار بلند دیکتاتوری را بالا بردند انتظار آزادیخواهی و ازادی ستانی داشته باشیم؟ چرا جنگ قدرت جناح های حاکم بر سر گرفتن سهم بیشتر از قدرت را، به حساب آزادیخواهی آنها باید گذاشت؟ تکلیف چیست اگر در آینده احمدی نژاد و مافیای سپاه در تعادل قدرت در موقعیت پایین تر قرار گرفت و بعد، درست مثل اصلاح طلبان امروز، با دادن شعارهای آزادیخواهانه و مطرح کردن مطالبات مردم و آزادیخواه نمایی، تلاش کرد تا از جنبش مردم کولی بگیرد تا در تعادل قدرت ، دست خود را پر کرده و و وزنه خود را در تعادل قدرت بالا ببرد. آیا باید تمام جنایات، تجاوزها و کشتارها را فراموش کرد؟ آیا باید به آنها هم مثل اصلاح طلبان امروز متوهم باشیم. یادمان نرود که موسوی، احمدی نژاد خمینی بود که به وی جای دوست و دشمن را نشان میداد. ندا و سهراب هم فرقی با هزارها هزار نوجوان و جوانی که در شکنجه گاه های اوین شکنجه شدند، مورد تجاوز قرار گرفتند ، کشته شدند و در خاوران و هزاران گور بی نام و نشان دیگر دفن شدند، ندارند.
    ان که ناموزد ز پند روزگار / هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار/

    دیدگاه توسط ناشناس — مارس 28, 2010 @ 10:56 ب.ظ. | پاسخ

  10. بله متاسفانه تمام این چیزی رو که شما میگید من ماههاست درک کردم و به شدت از اون نگرانم، این دوست سبزاندیش مسلما مثل بخش زیادی از این روشنفکران چشم خودش رو بسته و نمیخواد ببینه که چه چیزی داره در اطرافش میگذره؛ این سانسور شدیدی که رسانه های سبز شروع کردند و تحمل هیچ حرف منتقدی رو ندارند برای همه ما باید هشداردهنده باشه؛ شما یا به آزادی بیان معتقدید که در اون صورت نباید هیچ دیدگاهی رو سانسور کنید و یا در باطن با اون مخالفید که در این صورت هم هرچقدر هدفتون مقدس باشه باز هم راهتون به دیکتاتوری و خفقان ختم خواهد شد؛ الان سایت های سبز تنها دو دسته نظرات رو منتشر میکنند: نظرات حاوی مرگ بر موسوی و … که نشون بدند که مثلا نظر مخالف رو سانسور نمیکنند و دسته دوم نظراتی که به تمجید از موسوی و … پرداخته … حالا کافیه شما یه سوال منطقی از موسوی بپرسید و یا نقص کارشون رو بهشون گوشزد کنید، بدون هیچ تعللی نظر و یا مقاله شما رو سانسور میکنند؛

    دیدگاه توسط Someone — مارس 28, 2010 @ 11:00 ب.ظ. | پاسخ

  11. به نظر شما تغییری چنین وسیع که کسی بخواهد رسما از سکولاریسم (با آن تعبیر منفی وحشتناکی که در بین مردم جا انداخته اند) دفاع کند کار نه ماه و یک سال است؟

    مهم نیست که موسوی یا دیگری مدافع سکولاریسم نباشد که حتی میتواند مخالف آن هم باشد… مهم این است که وقتی داری قدم اول را برای رسیدن به درجه ای بالاتر، حتی اندکی از مرحله پیش به سوی جامعه ی باز بر میداری… از هول قدم آخر با سر به زمین نخوری….

    کما اینکه به نظر من در یک رای گیری منصفانه در کشور ما سکولاریسم هنوز جز درصد کمی از مردم حامی مردمی ندارد… چه به لحاظ عدم شناخت چه به لحاظ بافت سنتی کشور ما….

    تند نروید…

    دیدگاه توسط naghmeyesokot — مارس 29, 2010 @ 6:11 ق.ظ. | پاسخ

  12. بسيار جامع و كامل بود…

    استقلال، آزادی، حکومت ایرانی
    مرگ بر اصل ولایت فقیه
    نسل ما آریاست ; دین از سیاست جداست
    مــــــا هستیــــــــــم
    http://www.facebook.com/pages/m-gr-sbzym-sbz-brndzym/106358109389371
    ما اگر سبـزیـم ; سبز بــراندازیم

    دیدگاه توسط آريا — مارس 29, 2010 @ 7:30 ق.ظ. | پاسخ

  13. بالاترين، رهبري پيوندتان مبارک!
    شباهت‌هاي کاربر Nightmare در بالاترين با احمدي نژاد:
    1- هر دو حتي يک کار مثبت هم در زندگی‌شان انجام نداده‌اند و هر کاري که کرده‌اند تنها اثر منفي داشته است. (کاربر Nightmare در سايت بالاترين تابحال حتي به يک لينک هم مثبت نداده و در عوض به تمام لينک هايي که به دستش می‌رسد منفي فله اي مي دهد)
    2- هر دو به قانون براي توجيه اعمال غير قانوني شان استناد مي کنند.
    3- هر دو با جملاتي نظير (بياييد واقع‌بين باشيم من دوست شما هستم، من صلاح شما را مي خواهم يا شرمنده ام) با مخالفانشان مناظره مي کنند.
    4- هر دو عقده معروف شدن و مطرح شدن دارند.
    5- هر دو از بيماري رواني منحصر به فردي رنج مي برند.
    6- هر دو از اون بالا بالاها پشتيباني مطلق مي شوند!

    شباهت‌هاي مديريت سايت بالاترين با شخص رهبري جمهوري اسلامي:
    1- هر دو از يک شخص قانون شکن و مورد تنفر عموم حمايت مطلق می‌کنند.
    2- هر دو به نظرات ديگران در مورد قانون شکني هاي اين شخص منفور کوچکترين توجهي نمی‌کنند.
    3- هر دو حاضرند منطقه فرمانروايي شان با خاک يکسان شود و از بين برود اما دست از حمايت مطلق کارگزار دست نشانده خويش بر ندارند.
    4- هر دو روشن فکراني که بر عليه شخص قانون شکن مورد حمايتشان دست به اقدام عملي می‌زنند را بازداشت می‌کنند يا می‌کشند!
    5- هر دو انتقاد از شخص دست نشانده را به ضرر جامعه تحت کنترل خويش قلمداد می‌کنند.
    6- هر دو فکر می‌کنند مردم بدون آن‌ها و نوچه هايشان امکان زندگي و ادامه کار را ندارند.
    7- هر دو فکر می‌کنند قدرتشان ابدي و هميشگي است.
    8- هر دو فکر می‌کنند ديکتاتور حتماً بايد شاخ و دم داشته باشد!
    عاقبت کار:
    هر دو به خشم مردم ….

    دیدگاه توسط بالاترين، رهبري پيوندتان مبارک! — مارس 29, 2010 @ 11:45 ق.ظ. | پاسخ

  14. سلام، آنها خیلی وقت است که یادداشت های ناموافق با ذوق وسلیقه شان را سانسور می کنند. چون اعتقادی به آزادی همه ندارند. اگر از آزادی سخن می گویند منظورشان آزادی فقط خودشان است. من هر وقت یادداشتی برایشان می گذارم عین آن یادداشت را در وبلاگم هم می آورم. چون می دانم چکاره بوده و هستند. سایت باران آقای خاتمی حتا نظرات را هم نشان نمی دهد که نگویند سانسور می کنند. بنابراین دل از این آفایان بکن. اما یادت باشد که تا جاهایی همراهیم. بنابراین حد و حدود را که شناختی انتظارت هم مشخص می شود. پیشنهاد می کنم روش من را بکار بگیر. زنده باشی

    دیدگاه توسط خلیل — آوریل 13, 2010 @ 3:35 ب.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: