ناآرام

دسامبر 3, 2009

سرگیجه سیاسی آقای هاشمی

Filed under: Uncategorized — noreasonfor @ 10:16 ب.ظ.

هاشمی رفسنجانی شاید این روزها بسیار افسوس این موضوع را می خورد که چرا در بازی که آغاز کرد مواجهه ناگزیر با رهبری بر خلاف خواسته اش به او تحمیل شد؟ .بازی ای که از ابتدای شروع دولت نهم مبنایش مواجهه با احمدی نژاد بود امروز به طور کامل با نقش آفرینی خامنه ای به جای احمدی نژاد در جریان است  . این جابه جایی نقش ناگهانی او را از همان روزهای نزدیک به انتخابات به سرگیجه سیاسی مبتلا کرد .سرگیجه ای که موجب شد نماز عید فطر را به امات رهبر در شرایطی اقامه کند که پیش از آن در نامه ای خطاب به او ،او را به کنایه ،تهدید به شورش های گسترده کرده بود.

هاشمی رفسنجانی از همان روزهایی که بنا را بر این قرار داد تا مردم را وارد صحنه کند و قدرت را از آنان کسب کند امیدوار بود به دو موفقیت بزرگ سیاسی همزمان برسد بدین ترتیب که ابتدا اوضاع را چنان مدیریت کند که 4 سال خشم فرو خورده و نارضایتی و انزجار عمومی به رییس جمهور و نه مقام بالاتر از او ختم شود تا با تعویض رییس جمهور از طریق انتخاباتی نه چندان آزاد خشم عمومی را به کم هزینه ترین شکل ممکن برای نظام مدیریت کرده باشد و در مرحله بعد به حیات سیاسی اش در ایران  نیز رونق بخشد . این رویه ارجاع مشکلات به احمدی نژاد و نه بالاتر از او،  رویه رایج درنوشته های علی الخصوص ماههای نزدیک به انتخابات از سوی برخی نویسندگان اصلاح طلب (نمونه خوبش ابراهیم نبوی) و برخی سایت های خبری اصلاح طلب بود .اما کابوس سیاسی او که در برخی موارد او را در موضع گیری های سیاسی اش به حد یک «هذیان گو» تنزل داده است با دخالت مستقیم خامنه ای در حوادث تقلب در انتخابات اغاز شد و او را اینچنین در موقعیت متناقض گویی های مکرر گرفتار کرده است .

اما این روزها به نظر می رسد که هاشمی در حال غلبه بر سرگیجه سیاسی اش و رسیدن به راه حل قطعی برای برون رفت از بحران می باشد .بدین ترتیب که در انتخاب بین تضعیف جایگاه رهبری و نزدیکی با او به این تصمیم رسیده است که باید به رهبری نزدیک شد. حوادث این چند ماهه به اونشان داده که توانایی مواجهه و تضعیف رهبر را به گونه ای ندارد که کیان نظام و منافع مجموعه داخل نظام و شخص خودش در آن حفظ باشد که تا به اینجای کار نیز منازعه به نحو غیر قابل باوری به سمت رادیکال شدن و خارج شدن از چارچوب نظام پیش می رود. نگاهی به رویه سایت آینده (نزدیک به خانواده هاشمی) از ابتدای حوادث انتخابات تا به امروز و تغییر رویه تدریجی اش به سمت خارج کردن پای رهبری از حوادث انتخابات و به زور خاص صحبت های امروز هاشمی جایی که اینچنین می گوید :»بنده فکر می‌کنم غير از رهبری انقلاب ديگران نمی‌توانند وحدت را ايجاد کنند و همه بايد به رهبری کمک کنيم تا فضای همدلی به وجود بيايد تا رضايت مردم فراهم شود.» خبر از قطعی شدن تصمیم او دارد .

در حقیقت اصلاحیه ای بر جمله بالا می تواند این باشد که :» بنده فکر می‌کنم غير از رهبری انقلاب ديگران نمی‌توانند وحدت را-به گونه ای ايجاد کنند که منافع داخل نظامی ها تامین باشد- و همه بايد به رهبری کمک کنيم تا فضای همدلی به وجود بيايد تا رضايت مردم فراهم شود.»

شاید حوادثی نظیر بسته شدن بازداشت گاه کهریزک به دستور رهبر، او را به این نتیجه رسانه است که اگر خامنه ای لااقل فصل الخطاب جبهه مقابل نباشد دیگر نه او و نه کس دیگر یارای مهار حوادث چه در جبهه مقابل و چه عکس العمل های خشمگینانه مردم را نخواهند داشت . او به خوبی فهمیده است که موجودیت و حیات سیاسی فعلی را که به دست آورده است، به طور کامل وابسته به حضور خامنه ای در آن طرف درگیریست .بدین ترتیب که با حذف خامنه ای ضرورتی به حضور او نیز نخواهد بود .

اما هاشمی در راه مذاکره و قانع کردن خامنه ای با دوشکل بزرگ روبه روست که اولا شرایط ،به گونه ای خارج از کنترل او رقم خورد که با نفرت تقریبا غیر قابل مهاری از پایین مواجه است و این را به خوبی می داند که اذهان عمومی آماده اینست که هرآنکس را که کوچکترین نزدیکی با خامنه ای داشته باشد را قربانی این نفرت کند .و دوما در کنار اینها به نطر نمی رسد خود خامنه ای از چنان سلامت عقلانی و روحی برخوردار باشد که اصولا در شرایط فعلی تمایلی به مذاکره داشته باشد .

در راه وادار کردن خامنه ای به پذیرش گفتگو هاشمی  متکی به دو مورد «نارضایتی مردم» و» سیاست خارجی ضعیف دولت» است و زیرکانه منتظر نشسته است تا زمانی که خامنه ای به درک مناسبی از خطرات موجود در هردو مورد برسد. نگاه هاشمی به حوادث داخلی نگاهی مدیریتیست او تا آنجا که در توان دارد شورش های عمومی را به گونه ای مدیریت خواهد کرد که نه آب ها از آسیا بیفتد و نه اوضاع از کنترل خارج شود . اما در مورد مسایل خارجی او تقریبا بی هیچ نقشی چشم به اتفاقات دوخته است .و این نگرانی را در بیانیه اخیرش بیان کرده است و از همگان خواسته تا با توجه به خطرات خارجی دست وحدت دهند.اما سوال اینجاست آیا او موفق خواهد شد قبل از آنکه اوضاع دراین دو مورد از کنترل خارج شود خامنه ای را متوجه خطر موجود کند؟…

Advertisements

نوشتن دیدگاه »

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: