ناآرام

ژوئیه 13, 2009

چرا صلاح نمی دانم در نماز جمعه شرکت کنم؟

Filed under: Uncategorized — noreasonfor @ 8:49 ب.ظ.

من در نماز جمعه هفته بعد در صورت حضور هاشمی شرکت نخواهم کرد . دلایلی برای عدم شرکت دارم که چندی از آنها را فهرست وار می نویسنم :

هاشمی در سخنرانی های مبهم و گاها دوپهلویش به طور واضح مشخص نکرده مشکل این نظام چیست ؟ آیا ساختار قانون اساسی این مشکل را به وجود آورده؟ یا اشخاص در اجرای قانون مشکل دارند؟ . با توجه به سخنرانی اخیرش به نظر می رسد تمایل بیشتر او به ربط دادن مشکل به اشخاص باشد نه ساختار.

دنیای سیاست دنیای مصلحت اندیشیست و کسی در این مورد شکی ندارد . هرجا که مصلحت اندیشی به پایان رسد بی گمان درگیری و نزاع آغاز خواهد شد . در مورد دوستانی که سخنان دوپهلوی ایشان را به حساب مصلحت اندیشی می گذارند باید بگویم که با فرض درست بودن ادعایتان هاشمی در حال انجام یک اشتباه سیاسیست و یا هنوز موقعیت را نسنجیده . عذه زیادی کشته شدند عده بیشتری در زندانند . دستگیری ها ادامه دارد . رای مردم به زباله دانی ریخته شده . دانشجویان کشور مورد حمل قرار گرفته اند . هر نگاه و ذهن بالغ و سالمی با نگاهی سرسری به وضع موجود می فهمد که فضای سیاسی رایج در ایران یک فضای نزاع و درگیریست و در این فضای نزاع وقتی یکی از طرفین مواضع خودش را صریح اعلام کرده و به روی طرف دیگر آتش گشوده مصلحت اندیشی یک اشتباه جبران ناپذیر است . مصلحت اندیشی در برابر چه کسی یا کسانی؟ قانون شکنان قاتلان و تروریست ها؟

هاشمی به میل و اراده شخصی ، همراه مردم نشد بلکه این یک برخورد تصادفی سیاسی بود که ملت و هاشمی را در برخی مواضع به هم نزدیک ساخت .

4 سال پیش در کشاکش درگیری های انتخاباتی دوره نهم شعاری مرتبط با هاشمی در روی یکی از پلاکاردهای تبلیغاتی اش توجه مرا جلب کرده بود که می گفت :  » فقط اوست که می خواهد و میتواند » .این شعار هرچند مشخص نمی کرد که او چه چیز را می خواهد اما با گذشت زمان آنچه که شاهدش بودیم این بود که خواسته اش هرچه بود حداقل » نتوانست » . امروز نیز هاشمی نشان داد آنچنان به عجز سیاسی دچار شده است که حتی قادر به گرفتن وقت پاسخ گویی از صدا وسیما به اتهاماتی که به او وارد شد نیست.

در مورد » قدرت هاشمی » هرجا که صحبت شده همواره اشاره به قدرت چانه زنی او در بالای نظام و قدرت لابی گری او با مقامات دست اندرکار بوده و هیچ جا و هیچ زمانی مراد از» قدرت هاشمی » کاریزمای او در بین ملت نظیر آنچه خمینی و درقیاس کوچتر خامنه ای داشته نبوده . هاشمی قدرتش را از مردم و حامیانش نگرفته .. در این زمان هاشمی بر خلاف موسوی نه آنقدر سابقه ایستادگی دارد که توانسته باشد عده ای را با خود همراه کند و نه کاریزمایی پوشالین و خوش چهرگی و خوش مشربی خاتمی را دارد که بتواند جمع قابل توجهی را راضی به حمایت از خودش کند . این است به شخصه با دیدن ناتوانی او در چانه زنی در مورد مسایل و اتفاقات اخیر او را فاقد قدرت می دانم و همچنین تشنه قدرت و این نماز جمعه را نیز یک استفاده یک طرفه از جنبش به منظور کسب قدرت از نوع دیگر .

باید توجه کرد که هاشمی در یک بزنگاه سیاسی قرار گرفته و وضعیت بحرانی که او دارد با وضعیت جنبش متفاوت و خطرناک تر است . تقریب و نزدیکی جنبش به او  ومتعاقبا سرنوشت این دو را به هم پیوند زدن باعث بحرانی تر شدن شرایط جنبش و بهبود شرایط هاشمی خواهد شد . به شخصه نه در مورد هاشمی بلکه در مورد هرشخص دیگری،قربانی شدن دسته جمعی و فداکاری سیاسی در مقابل فرد را صلاح نمی دانم . هاشمی مشکلاتی با بدنه نظام دارد که نه به مردم ربطی دارد و نه اندک دخالتی در پیش آمدن این مشکلات داشته اند . این مشکلات، مشکلات جنبش نیست و بهتر است که نباشد .

خطر بزرگتری که وجود دارد و محسن سازگارا نیز به خوبی بهان اشاره کرد پاشیدن آب سردی بر روی جنبش است که ناشی از عدم شفافیت موضع گیریهای اوست . در شرایط عدم شفافیت، مردم خبرسازی می کنند. به بیان دیگر هاشمی چون فال حافظی است که هرکسی رای و نظر خود را در او جستجو می کند . در چنین شرایطی دعوت مردم به خرید بلیط نمایشی که محتوای آن را نمی دانند ممکن است ناخودآگاه امیدواری هایی در مورد محتوای نمایش در آنها ایجاد کند که با واقعیت جاری در تضاد یا بسیار از آن به دور باشد و طبیعیست که در این شرایط سرخوردگی سیاسی بسیاری ایجاد می شود

همه می دانیم که هاشمی به وضوح خواستار حفظ نظام است و تفکری غیر از این خرافه و اشتباهی بزرگ است . پیوند هرچه بیشتر مردم با هاشمی لازمه ای دارد و آن هم تقریب مواضع مردم و هاشمیست . در این تقریب به نظر من هاشمی برنده میدان خواهد بود زیرا اولا یک نفر است و دارای نظر ثابت و غیر پراکنده و ثانیا در موضع منجی قرار دارد و می تواند مردم را قانع و راضی به پذیرش شرایط خود بکند .

نظام نیز با توجه به دستگیری های اخیر که عمدتا اصلاح طلبانی بودند که به هر حال در این ساختار کار می کردند به این نتیجه رسیده که هر آن ممکن است ابتکار عمل از دستش خارج شود و کسانی که به خیابان می آیند شعارهای ساختارشکنانه تری بدهند . 18 تیر رویدادی عجیب برای آنهایی بود که تصور می کردند در شرایط سکوت موسوی خاتمی و یا کروبی مردم به خیابان نخواهند آمد .برای نظام بهتر است نخ این جنبش به کسی وصل باشد که در مواقع اضطرار در دسترس و قابل چانه زنی باشد .

مساله مهم دیگر همانطور که در پست های قبلی نوشته ام مساله ذات ارزشی بودن این حرکت است . بخواهیم یا نخواهیم برای خیلی ها شرکت در نماز جعه شرکت در نماز جمعه است و این با هیچ چیز توجیه پذیر نخواهد بود و امکان دارد منجر به شکاف بین جنبش شود و ایجاد بدبینی نسبت به سواستفاده جریانی خاص از جنبش در بین مردم کند.

بنا به شرایطی که در بالا گفتم در این نماز جمعه شرکت نخواهم کرد . فرصت و بهانه برای حضور در صحنه بسیار است و این دلیل که باید از تک فرصت ها بهره برد را مزخرفی بیش نمی دانم . ما چیزی به نام تک فرصت تا به حال نداشته ایم . با همه آنچه که گفتم نتیجتا لزومی به شرکت در این نمایش تبلیغاتی نمیبینم .

Advertisements

۱ دیدگاه »

  1. jome pishnahad mishavd nemz jome mesl zamane ayatolah taleghani beshe va mileharo bary in nemaze jome jam konan ta bebinim badan baghiyashun dige mitunan injuri nemaz bekhunan

    دیدگاه توسط KIA — ژوئیه 13, 2009 @ 8:55 ب.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: