ناآرام

آوریل 9, 2009

چرا آتئیسم چاره کار نخواهد بود؟

Filed under: جامعه — noreasonfor @ 3:10 ب.ظ.
Tags: , , , , , ,

فرض کنید در گذر از کوچه ای نظاره گر حادثه ای اینچنینی می شوید :

مردی نا خودآگاهانه به مردی دیگر تنه می زند . مرد تنه خورده با عصبانیت می گوید » پدر سوخته » و مرد تنه زننده در جواب می گوید » خودتی » و مرافعه ای آغاز می شود .

اگر من به عنوان ناظر این صحنه را از نزدیک شاهد باشم دیدگاه خودم را اینگونه شرح می دهم :

1- مرد اول احتمالا در فکر بوده که حواسش به تنه زدن نبوده

2- مرد دوم مرادش از پدر سوخته این نبوده که به شخص اول خبر زیر را بدهد که هان چه نشسته ای که خبر نداری » پدرت را سوزانده اند» . به قطع » پدر سوخته » بنابه سیر تربیتی شخصیتی و … در این لحظه مناسب تشخیص داده شده و به زبان شخص تنه خورده آمده است. پس پدر سوخته کلمه پوششی برای حس عصبانیت شده است.

3- مرد اول نیز متعاقبا مرادش از گفتن » خودتی » این نبوده که اولا ، بپذیرد که پدرش را سوزانده اند و ثانیا ، این را اذعان کند که این پدر او نبوده که سوزانده شده، بلکه شخص دوم احیانا دچار فراموشی شده است چونکه در حقیقت این پدر او بوده که سوخته است .

اما مساله زمانی جالب تر است که بر خلاف ناظر حقیقی که من باشم ناظران دیگری نیز در صحنه حاضرند که از دیدگاه شما غایبیند .

برای درک بیشتر  به شرح یکی از این ناظران غیبی می پردازم . ناظرغیبی فرض شده ، ناظریست که مرد دوم ( تنه زننده ) در ذهن خود ساخته . او احتمالا این حس را نیز داشته که در صورتی که در مقام جواب به فحاش (تنه خوذنده) بر نیاید ناظر ماجرا (شاید من !) او را فردی بزدل و ترسو خطاب خواهد کرد .

این ناظر شاید تجسم فیزیکی داشته باشد شاید هم خیر . کسی چه می داند ؟ شاید دو طرف ماجرا افکار نشنیده و ندانسته مرا به میل مطلوبشان تفسیر کرده اند و دعوا به راه انداخته اند و من صرفا بهانه ای فیزیکی برای نیاز ذهنشان به ساختن ناظران اجتماعی بی شمار بودم.

همانطور که در این دعوا دیدید میزان کج فهمی های کلامی بیشتر از آن است که اغلب تصور می شود. حتی در مواقعی که سکوت کنید نیز احتمال کج فهمی شما توسط دیگران موجود است .

یک برداشت سطحی اینست که کلام بیانگر حس فرد در آن لحظه خاص است  . که از اساس این نظر اشکال دارد  . غالبا بیش از آنچه که پنداشته می شود افراد با بزی های کلامی سعی دارند خودشان را از دید ناظران فرضی اجتماعی موجه جلوه دهند . کلام  بسیار بسیار به ندرت ممکن است رساننده حالت واقعی انسان باشد . باز هم برای درک بیشتر ، کودکی را در نظر بگیرید که هیچ زبانی نمی داند به نظر شما درک او از بد بودن و خوب بودن درکی برداشت شده از حالت چهره و تن صداست و یا زبان؟ (زبان به معنای language)  خوب قطعا کودک زبانی نمی داند که بخواهد کلمه را تفسیر کند . بلکه  کاربرد کلمه را با حالت چهره و تن صدا و جایگاه و … تشخیص می دهد .

با این مقدمه نسبتا طولانی شما را ارجاع می دهم به این نکته که در بحث با خداشناسان به عنوان یک آتئیسم به شما اطمینان می دهم که این پرسش که » آیا خدا وجود دارد؟ » را کج فهمیده اید  و خواهید فهمید .  » خدا وجود دارد » وقتی از زبان یک خداپرست بیان می شود یک جمله خبری صرف نخواهد بود .

چند حالت از این کج فهمی ها می تواند اینها باشد :

کسی کتمان نخواهد کرد که خداپرستان در غالب موارد ترس دارند از اینکه اذعان کنند خدایی نیست . پس یک پاسخ معقول به عکس العمل آنان در برابر جمله  » خدا نیست »  می تواند این باشد که ترسشان را پشت اصرار به این جمله پنهان می کنند . حالت دوم مربوط به خداناباوران است که اصرار دارند خدایی نیست خوب این را هم کسی نمی تواند کتمان کند که خدا نیست پاسخی به جهالت های بشر که از ذهن خداناباور ، به خداپرستان نسبت داده شده باشد . اما بگذارید جزئی بررسی نکنیم . پرسش بزرگ این است که مثلا آیا جمله  » خدا هست » از نظر آرامش رسانی ممکن نیست همان کار کرد (یا حداقل کارکردی نزدیک به آن)  را برای خداباوران داشته باشد که شنیدن جمله پایان شب سیه سپید است ؟ وآیا وقتی به یک مذهبی گفته می شود که  » خدا نیست » ممکن نیست که کارکرد اهانتی اش به همان اندازهزمانی باشد که به او بگوییم پدر سوخته؟

آتئیسم و آگنوستیسم همان راه خطایی را می روند که تئیسم و دینداری می روند . رفتن به دنبال پرسشی که روز به روز کج تر از همیشه فهمیده می شود. امروز این دو گروه در مقام مناظره به دو غریبه ای می نمایند که یکی از درخت سخن می گوید و دیگری از ماسه . موضوع مناظره از نظر کلامی خداست ولی از نظر ذهنی به اندازه درخت و ماسه و شاید بیشتر تفاوت دارد .

آتئیسم هرچند تلاش ارزنده ای در جهت فهم این نکته است که تعصب چگونه ممکن است آفت جان شود اما فراموش کرده که کج فهمی ها و تفاسیر مختلف پرسش ها در مورد خدا بود که وضعیت را امروز اینچنین رقم زده و متاسفانه به همان مسیر بیهوده و خطرناکی گام برداشت که خداباوران برداشتند . یافتن مفهومی که یک به یک مغز هر انسانی یک چیز متفاوت از آن را برداشت می کند و خواهد کرد. مساله امروز این است که این پرسش استعاری و مبهم با این پتانسیل کج فهمی خطرناک باید کمرنگ شود .

می دانم که تمام آتئیست ها به یقین از تعصبات دینی در رنجند ولی راه این نیست که جبهه ای مخالف بگشایید ، زیرا گشودن جبهه » نه » در برابر یک سوال بی معنی کمکی خواهد بود تا این پرسش بی اهمیت  ، مهم تر از قبل شود .

Advertisements

3 دیدگاه »

  1. […] See the rest here: خداناباوری به همان دامی افتاد که خداباوری پیش تر آن را … […]

    بازتاب توسط خداناباوری به همان دامی افتاد که خداباوری پیش تر آن را تجربه کرده بود | بالاترین: لینکهای داغ — آوریل 9, 2009 @ 6:22 ب.ظ. | پاسخ

  2. مطلب واقعا درخوری بود.
    حتی تجربه برای من ثابت کرده که وقتی مثلا یکی از پیشوایان دینی مورد انتقاد قرار میگیرد خیلی بیشتر حساسیت ایجاد میکند به نسبت وقتی که درباره وجود خود خدا بحث میشه.علت همین تعصبیست که اشاره کردید.
    همانطور که نوشتید اغلب اوقات در این بحث ها کلمات و عبارات مفهوم اصلی خودشان رو از دست میدن و همان احساسی رو ایجاد میکنند که با شنیدن «پدر سوخته» ایجاد میشود.
    این جمله واقعا حق مطلب رو ادا میکنه:
    «امروز این دو گروه در مقام مناظره به دو غریبه ای می نمایند که یکی از درخت سخن می گوید و دیگری از ماسه»
    به نظر من در این بحث ها اگر هدف واقعا تاثیر گذاریست , رادیکال بودن نه نتنها کمکی نمیکنه بلکه باعث میشه فردی که اعتقاداتش مورد انتقاد واقع شده هر بیشتر احساس کنه که «پدر سوخته» خطاب شده , در نتیجه گوشهایش را محکم تر بگیرد و درهای مغزش را قفل کند و کلیدش را قورت دهد!

    دیدگاه توسط کوکی — آوریل 18, 2009 @ 7:23 ب.ظ. | پاسخ

  3. تعریف آتئیسم شاید در شکل کامل تر : عدم اعتقاد به هر چیزی که بر پایه وهن و توهم باشد

    که می تواند شامل انواع خرافات در قالب مذهبی یا خارج از مذهب باشد . حتی انحرافات فکری جنسی که در توهمات انسان ساخته می شود و همچنین توهماتی که به انسان حس خودبرتربینی یا حسادت را منتقل می کند.چون همیشه هر حس منفی مانند حسادت در ابتدا همراه با یک توهم و وهن می باشد.

    به قول یکی از دوستان اینها ویروسهای ذهنی هستند که اجازه مستقل و منفرد فکر کردن را به شما نمی دهد.

    دیدگاه توسط فرهاد — سپتامبر 9, 2010 @ 10:43 ق.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: