ناآرام

نوامبر 6, 2009

آیا برای مبارزه بی خشونت لازم است که رقیب ذره ای از مدنیت داشته باشد؟

دسته: Uncategorized — noreasonfor @ 7:55 ب.ظ

رویدادهای 13 آبان این سوال را در اذهان پررنگ ساخته که آیا بی خشونت می توان بر خشونت بی رحمانه پیروز شد؟آیا ایران و مجموعه حاکم بر آن با حاکمان اروپای شرقی یا انگلیسی های مسلط بر هند از نقطه نظر درجه مدنیت تفاوت دارند؟آیا نقطه پایانی بر ددمنشی اینها متصور نیست؟آیا اساسا مبارزه بی خشونت زمانی جواب خواهد داد که هر دو طرف درگیر ذره ای از مدنیت را حس کرده باشند ؟ و آیا ایدئولوژی تند اسلامی اساسا مبارزه مدنی و بی خشونت را می فهمد؟

لحظه ای را تصور می کنیم که هندیان مسلمان شکم زن حامله ای را پاره کردند و جنینش را بیرون کشیده و به آن تیراندازی کرده اند ….یا لحظه ای را که طالبان بی اعتنا به التماس های دختری 14 ساله ضربات شلاق را بر پیکر او وارد می سازند….یا این طرف تر به دور از اسلام صرب های حمله کننده بر بوسنی که انگشت های پیزنی را در حالی که کاملا به هوش است می برند و یا آن جداسازی معروف مردان از زنان بوسنیایی و کشتار 8000 مرد در یک آن …

به نظر می رسد ددمنشی از حدی اگر فراتر رفته باشد بر آن پایان و انتهایی نمی توان متصور شد و گویا به جز با مبارزه جدی نمی توان با آن مقابله کرد . همانطور که چنگیز مردانی را که از او رحم می خواستند به زنی بر می گزید…اما وضعیت ایران گونه ای متفاوت دارد . در ایران وضعیت بیرون کردن نیروهای بیگانه از کشور نیست . دولت و نیروهای حاکم به هر حال ابزار سرکوبش همین مردمند .همه ایرانیند و بعضا بستگان درجه یکشان ممکن است در بین تظاهر کنندگان باشد . اینجا دیگر وضعیتی نظیر بوسنی یا آلمان نازی حاکم نیست . هرچه هست مشکل یک ملت بر سر تعامل با خودش است . بیگانه هم آنچنان نقشی در حوادث ندارد . در این برهه حساس تاریخی اگر نتوانیم با زبان صلح ددمنشی ها را بخوابانیم بعید است حداقل در آینده ای نزدیک یا شاید هم دور به دموکراسی برسیم . به هر حال این تاوان را باید داد بعضی ها را باید رام کرد .بعضی هایی که محصول جامعه خودمان هستند .بعضا دوستمان آشنایمان ….دولت دیر یا زود خواهد فهمید که به رضایت تک تک افراد جامعه نیاز دارد . این پروسه اتفاق خواهد افتاد با استقامت . راه کینه ورزی و خشونت راه آسانیست اما به راستی آیا آینده درخشانی پشت آن وجود دارد؟ به سرنوشت مجاهدین خلق در ایران نگاهی بیندازید…آیا تراژدی از این بالاتر؟ انقلاب را به ثمر برسانید و عاقبت اینگونه…؟ آیا جز اشتباه روی آوردن به خشونت اشتباه دیگری داشتند؟ حالا که حاکمان فعلی در همان تله گرفتار شده اند بگذارید تا ته خط را بروند…یقین بدانید سرنوشت دردناک تری در انتظارشان خواهد بود….

این را همیشه به یاد داشته باشیم که دیکتاتورها همیشه خود را برای عظیم ترین خشونت ها آماده کرده اند و مطمئن باشید هرگز برای مبارزات مدنی آماده نیستند . نگاه کنید به چه دستپاچگی افتاده اند.نگاه کنید به آرایش نیروها و تاکتیک هایشان…گویی بهرای جنگ با یک گروه مسلح به خیابان آمده اند …اینها اساسا با جنس مبارزات مدنی بیگانه اند و چون بیگانه اند اسیرش خواهند شد . کدام حکومتی در دنیا از افکار عمومی مصون ماند . نگاه کنید به گفته های خامنه ای از آن شنبه خونین تا امروز ببینید به چه وضعی افتاد…آیا کسی در این مدت اسلحه بر روی شقیقه اش گذاشت ؟ آیا جز این است که اینها ضربات محکمی از افکار عمومی خورده اند . متانت و وقار خود را از دست ندهید . پیروزی بلاخره قابل حصول است این بر کسی پوشیده نیست اما گره ای که با دست باز می شود را ….

همه در برابر افکار عمومی سر تسلیم فرو خواهند آورد همانطور که همه تسلیم حجاب اجباری اوایل انقلاب شدند .چطور شده که احمدی نژاد با این وضع تحجر به موسوی با طعنه می گوید شما کراوات مردم را قیچی می کردید؟اینها یعنی چه؟ یعنی این فرد هم فهمیده اینکار ناپسند است . طرح مبارزه با تهاجم فرهنگی و آن بساط شلوار تنگ و موی ژل زده را فراموش کرده اید؟ ویدیو را فراموش کرده اید؟ فراموش کرده اید در همان دوره خاتمی هم نوارفروشان و سی دی فروشان را شلاق زدند؟چه شد که دیگراین بحث ها نیست …این نیز بگذرد و یقین بدانید آسان تر از آنچه تصور می کنید خواهد گذشت . تنها سلاح لازم همان استقامت و بردباری است . زمان همه چیز را حل خواهد کرد زمان این قابلیت را دارد که موسوی دهه 60 و عمادالدین باقی آن روزها را اینگونه عوض کند یقین بدانید قادر خواهد بود هر یاغی و متوحشی را نیز رام در برابر افکار عمومی کند . به امید پیروزی.

 

نوامبر 5, 2009

آن روز که اینان بیایند همگان باید بترسیم

دسته: Uncategorized — noreasonfor @ 8:06 ب.ظ

اینکه با گذشت 5 ماه از جنبش اعتراضی ایرانیان و بعد از آن فجایع بی بدیل کهریزک و کشتن های خیابانی رژیم هنوز دستور به کشتار می دهد نشاندهنده اینست که اشتهای سپاهیان در دو دو چیز سیری ناپذیر است 1- پول باد آورده و 2- خون جوانان.

خامنه ای که مدت ها قبل کینه طولانی خود را نسبت به جوانان و دانشجویان در کلیپ اندرزهایش به خاتمی این چنین نشان داد که دانشجو لیاقتش بیش از اردو رفتن به یک روستا نیست به نظر می رسد بار دیگر دستور جوان کشی و دانشجو ستیزی داده است .اما از بخت خوش رژیم اسلامی کماکان در صحنه اصلی اعتراضات طبقه متوسط و خرده بورژواها نقش اول را ایفا می کنند و هنوز طبقات کم بهره تر اقتصادی آنچنان که شاید و باید در این جنبش خودی نشان نداده اند (هرچند در روزهای اول اعتراضات حضور داشتند).  این را از این جهت به بخت خوش تعبیر کرده ام که تا این طبقه وارد جنبش نشده اند این ها کتک خواهند زد و شاخه گل هدیه خواهند گرفت . سنگ پرتاب خواهند کرد و بوسه دریافت خواهند کرد . و زندانی خواهند کرد و لبخند تحویل خواهند گرفت . اما حضور طبقه ضعیف اقتصادی قطع به یقین بازی شیرین کتک کاری نظام را باطل خواهد کرد و من اخطار می کنم که خوب است تا وضع همین است با همین جنبش به نتیجه عقلانی برسید وگرنه ترسم اینست که زمانی بیاید که عقلانیت آخرین آرزوی ناظرین منازعات خیابانی باشد . اگر امروز خرده بورژواها و طبقه تحصیل کرده انسانیت و نوع دوستی را در خیابان های تهران به رخ دنیا کشید فردایی را خواهید دید که چون 57 در به در به دنبال دست و پای تکه شده سرگرد فلانی و سرهنگ فلانی باشید . اینها اگر بیایند نه دین می شناسند و نه نوع دوستی این ها می آیند تا انتقام یک عمر شکست را از یک نفر (هر آنکس که سهل الوصول تر باشد) بگیرند  . و چقدر تلخ خواهد بود این تصاویر …

اما به آنانی که طالب خشونتد و معتقدند که باید جواب کتک را با کتک داد باید اینچنین گفت که طبقه حاکم بر جنبش فعلی همانطور که تاکنون نشان داد اساسا با خشونت بیگانه است و به سمت آن نخواهد رفت .بنابراین انتظار تغییر رویه از مدنیت به بربریت از این طبقه انتطار باطلیست .لزوم درگیری های خیابانی ورود لمپن ها و طبقات پایین تر جامعه است که هم اکنون بیشتر نقش ناظر را ایفا می کنند .آن روز که اینان بیایند (که با توجه به رویه فعلی حکومت بعید هم نیست) همگان باید بترسیم …

اکتبر 21, 2009

سپاهی خوب کیست ؟سپاهی بد کیست؟

دسته: Uncategorized — noreasonfor @ 6:43 ب.ظ

سپاهی خوب سپاهی شاغل در بازوی اقتصادیست که روز به روز در جهت فربه کردن سپاه و دزدی اموال عمومی گام بر می دارد و سپاهی بد سپاهی است که رو بازی می کند و نقش امنیت سرمایه بر عهده اوست و در خیابان مشغول آدم کشیست . خیال حرکت سپاه به مردم خیالی باطل است که نه آآن بخش به ظاهر خوبش دست از سرمایه های مفت پیش رو برخواهد داشت و نه به بخش بد این اجازه را خواهد داد که امنیت ظاهری را مختل کند .

آگوست 23, 2009

سرابی به نام اسلام واقعی

دسته: Uncategorized — noreasonfor @ 8:56 ب.ظ

ماه رمضان شده است . آن یکی نمازش را می خواند و روزه نمی گیرد . این یکی روزه می گیرد و نمازش را نمی خواند. آن یکی ساقی عرقیست که در ماه رمضان کارش را تعطیل میکند و این یکی فاحشه ایست که بعد از افطار کارش را شروع می کند .دختری با حجاب در اسلام مشکل دارد ،پسری با محدودیت های جنسی و آزاد نبودن مشروبات ولی هر دو امام حسین را دوست دارند در این بین بسیجی نیز ادعای عشق به حسین می کند . جالب اینکه همه از پدر به دنیا امده مسلمان بوده اند و هستند.

در مملکت اسلامی گروهی سیاسی بر گروهی دیگر می تازند که ای داد! اسلام واقعی این نیست و این اسلام آمریکاییست و عینا گروه دوم پتک اسلام جعلی را بر سر گروه اول می کوبد و همه و همه در حالی اتفاق می افتد که شرط شروع کار سیاسی در آن التزام به اسلام ناب است . منازعه ها شکل می گیرد. مناظره ها به پا می شود . کمونیست اسلامی پا میگیرد و دوباره از بیخ نابود می شود .سروش تغییر کرده امسال هرگز نمی گوید که پارسال را مسلمان نبوده و امسال مسلمان شده .مصباحیه سر بلند می کند و این سروش همیشه مسلمان را به چالش می کشد . آخوند مروج اسلام اشکوری در حالیکه هنوز لباس آخوندی بر تن دارد مرتد شناخته می شود .کشور تا لبه مرز طالبانیسم به پیش میرود در این بین روشنفکر دینی به بهانه اصالت جوهر دین آنچه در احکام امده را قابل تغییر می داند و ما را با این پرسش رها می سازد که مگرهمین جوهر دین نبود که بت پرستی را سبب شد چرا با ان مخالفید؟.

…آشفته بازاریست اما به راستی . متعجبی …از حاجی بازاری هایی که مسلمانند ولی دزدی میکنند . از شکنجه گری که با ذکر یا زهرا تجاوز میکند . متعجبی از اینکه چگونه از دل حدیث دلسوزانه شفاعت زهرا برای دختران باکره چگونه بی رحمانه ترین جنایات رقم خورد .همه و همه اما به این بهانه که اسلام واقعی باید اجرا شود .در این آشفته بازار اما پرسش اینست پس کجاست اسلام واقعی؟

“اسلام واقعی” از زبان هر کسی بیان شود اشاره ای به آرمانشهر ذهنی همان فرد دارد در زمانی که موفق شود بین احکام جاری و مورد اطلاعش در دین و قواعد زندگی مدرن توازن برقرار کند به نحوی که زندگی روزمره اش و احساسات شخصی اش با اختلال مواجه نشود. اسلام واقعی یک واقعیت نیست ، یک آرمان است . اما نه یک آرمان واحد که مورد توافق جمعی باشد یک آرمان شخصیست . پاسخی است به تناقضات موجود در دین و زندگی مدرن که هر انسانی به خودش می دهد . شاید زمانی از زبان فرد بیان شود که بخواهد خود را در مقام دفاع از سبعیت هایی که مسلمان دیگری انجام می دهد قرار دهد و از ان برائت بجوید. اما هرچه هست یک تعریف واحد نیست و نخواهد شد .در این هزار شهر فرهنگی و تربیتی دنیای امروز طبیعیست که جنس آرمانهای افراد نیز با یکدیگر تفاوت کند و بنا براین اسلام واقعی هر فرد نیز باهم تفاوت خواهد کرد . به همین خاطر است که اسلام واقعی و تحققش را سرابی بیش نمی دانم . در این سرگیجه کشف و تعارف اسلام حقیقی که این مملکت به ان دچار شده است اما آیا وقتش نرسیده که هماگان قید تعریف اسلام حقیقی و تعارف ان به دیگران را بزنیم و به یک جامعه سکولار بیندیشیم؟

آگوست 22, 2009

اول ببینید که خود حاضرید در نسخه ای که پیچیدید شرکت کنید و بعد به دیگران تعارفش کنید

دسته: Uncategorized — noreasonfor @ 6:13 ب.ظ

ماجرای استادیوم آزادی و سبز کردن ان ،ماجرای نماز جمعه احمد خاتمی طرح هایی بود که بوی شکست از ان بیش از هرچیز دیگر استشمام می شد ولی بنا به مصلحت مخالفان در برابر آن سکوت کردند . نسخه پیچی از راه اینترنت و در سایت بالاترین با شکل گیری واقعی تجمعات خیابانی از اسمان تا زمین تفاوت دارد . جالب است موارد بسیاری وجود دارد که حتی دوستانی که تعارف تجمعات به دیگران میکنند خود از حضور در ان سر باز می زنند !این را صادقانه به شما بگویم هرجا حس کردید خود حاضرید در مراسمی حضور یابید یقین بدانید تجمع میلیونی خواهد بود . غیر از این خود و دیگران را مضحکه کردن و توان جنبش را گرفتن و بذر ناامیدی را گستراندن است . روز قدس به علت استفاده های خاص حکومت از ان به هیچ وجه روز مناسبی برای تجمع نیست و نخواهد بود . مضاف بر این عده زیادی هستند که مشکلاتی با صرف نامگذاری این روز و نامنده ان دارند و در این مراسم شرکت نخواهند داشت . تا بازگشایی دانشگاه و اتمام ماه رمضان اگر از جانب افراد رسمی تمعی اعلام شد که هیچ . غیر از آن روز تجمع شاهد لینکی در همین بالاترین خواهیم بود که به راستی چطور شد کسی نیامد؟ آیا جنبش به پایان رسیده؟

آگوست 21, 2009

چرا پیروزی نهایی را به نفع جنبش می دانم؟

دسته: جامعه, سیاست — noreasonfor @ 9:44 ب.ظ

سرانجام طی یک تعقیب و گریز بسیجی گویا شکارش را می یابد .با پوزخندی بر لب نگاهی به داخل کمد می اندازد. به روی صندلی می نشیند و ظاهرا تنها فقدان سیگار در این نما ،صحنه را از اعتبار هالیوودی ساقط ساخته . تمام انچه تا به حال می پنداشته را در این جمله بروز می دهد که : تو بچه سوسول می خواستی مملکت را درست کنی؟

این یک نمونه اماری از وضعیت عجیب نیروهای امنیتی ایران است .به نظر می رسد سالها تجهیز حزب الله و جنگ های چریکی در اسراییل و تربیت نیرو برای موقعیت های شکنجه،حمله مسلحانه گروهکی و… اثراتش را اکنون در خیابان های تهران نشان میدهد . این نیروها به وضوح نیروهایی برای جلوگیری از جنگ های پارتیزانی هستند و نه درگیری های سالمت آمیز اخیر.  و کاربرد مکرر کلمه سوسول حاکی از تناقض موجود در نحوه تربیت این نیروها و موقعیت موجود و جاریست . نابلدی چنین نیروهایی در مواجهه با افرادی  که بر خلاف گروههای معترض چون حزب الله و حماس دست به اسلحه نبرده اند و یا بر خلاف تصورشان مورد تحریک بیگانه نیستند ضربات زیادی به مجموعه حاکم زده است. به عبارت دیگر ازنظر چنین نیروهایی این ممکن نیست یک بچه سوسول (به تعریف اینها) بدون اسلحه موفق به تغییر شود.  اتفاقات دهه 60 و آن حرکت های چریکی است که علی رغم استفاده از اسلحه نه تنها نظام اسلامی را نابود نساخته اند بلکه خود نابود شده اند به اضافه تمام آن تفکری که طی این سالها منجر به فربه تر شدن حزب الله  ودیگر گروههای مبارز فلسطینی شد عامل این برخوردهای اخیر است. بسیار جالب است که چطور رژیم متوجه این تناقض نشده که اگر حرکت های مسلحانه در چارچوب جمهوری اسلامی به شکست ختم شد چرا باید در لبنان و فلسطین ثمر دهد؟ .

موارد بالا احتمالا پاسخ خوبی به این مطلب است که چرا که علی رغم تاکید شدید بر مبارزه با براندازی نرم و انقلاب مخملین و کلا هر نوع حرکت اعتراضی مسالمت آمیز واکنش هایی نشان داده شد که به نفع جنبش وبستر سازی برای انقلاب مخملین و رادیکال تر کردن خواسته ها تمام شود.

تناقض مسخره  رژیم اینجاست که اگر پذیرفتید جنس جنبش مسالمت امیز است وجود نیروهای مسلح در خیابان برای جلوگیری از چیست ؟ در جنبش اخیرسخن از استفاده ازتوپ و تانک و ارپی جی نیست بلکه مسابقه تصاحب افکار عمومی و انتقال آن به بالای حکومت مساله اصلیست .با برخوردهای نا به جا ،امروز گروههای موافق نتیجه انتخابات تقریبا تمامی امکانات اثرگذاری بر افکارعمومی را با دست خود و با اشتباه خود از دست داده اند. وضعیت حتی به حدی بغرنج شده است که در موارد بسیاری صحبت های مقامات رسمی کشور نیز به دلیل دستپاچگی ناشی از وادار به واکنش شدن در برابر حمله افکار عمومی از درجه اعتبار ساقط شده است.عاقبت این اتفاقات به مانند مثالی از سالهای آشنای دور که مربوط به وحشت موضعی رژیم از مساله تهاجم فرهنگی بود که در ان مورد هم برخوردهای امنیتی نا به جا فضا را به نفع آنچه رغم زد که اینان برای جلوگیری از اتفاق افتادنش به خیابان آمده بودند خواهد شد . در آخر اینکه به نظر نمی رسد نیروهای جناح مقابل فرصت و یا تمایلی برای تغییر رویه جاری در برخورد با معترضان را داشته باشند و حتی برخوردهای حذفی اخیر در وزارت اطلاعات همه از آن حکایت دارد که قرار است چنین واکنش های نابه جا و مضری تایید و بر ادامه اش تاکید شود وتا زمانی که این فضای برخورد با جنبش باشد ایمنی ناشی از سرایت افکار عمومی به بالا را زیاد نمی دانم و به نظر نمی رسد در برابر جنبش شانس چندانی برای انها باشد.

آگوست 11, 2009

تجاوز در بازداشتگاهها محصول مستقیم سرکوب امیال جنسی توسط حکومت است

دسته: جامعه — noreasonfor @ 6:56 ب.ظ

چندی پیش یکی از واپس گرایان شاغل در جمهوری اسلامی مطابق رسم همیشگی رژیم به خود حق تفسیر از دین می دهد و در اظهار نظری شگفت آور مدعی می شود :

حجاب تخیل جنسی را تحریک می‏کند و نشاط جنسی ایجاد می کند

پرسش اینجاست که آیا امروز آنچه در زندانها بر سر دختران جوان و پسران جوان می آید آیا محصول مستقیم همین تخیل تقویت شده نیست؟ آیا اگر بازداشت زهرا بنی یعقوب و نظایر آن به جرم بد حجابی یا  دوست پسر داشتن بررسی شود به راستی این بازداشت صرفا حاصل عقده های شخصی شخص بازداشت کننده نیست؟ آیا نباید به موضوعات حمله به زنان بدحجاب از این منظر نگاه کرد که چیزی را دیده که حتی در مخیله محدودش نمی دیده و همین دستگیر کردن را تنها بهانه  دسترسی به این طبقه از اجتماع دیده؟ به راستی در این سالها پشت این بازداشت های منکراتی و تعطیل کردن پارتی ها چه چیز جز عقده های جنسی سرکوب شده جمعی محدود بوده ؟ تخریب خانه های بالاشهر با فریاد مرگ بر بورژوا و زدن باتون بر سر دختران شیک پوش آیا محصول مستقیم حجاب اجباریتان نیست؟ آیا این نبوده که اینان چون دست خودشان به نعمت نرسیده خواهان کور کردن سفره دیگران شده اند؟ امروز در این بازداشت گاهها چه را می جویند؟آیا همین حجاب اجباری و قوه تخیل قوی ناشی از آن نیست که باعث شده اینان دختر معصوم زندانی را به مانند گرسنه ای که از فرط گرسنگی همه چیز را غذا میبیند وسیله ای برای ارضای امیال جنسی ببینند؟ این بود جامعه عفیفی که  محصول سرکوب زنان و حجاب اجباری بود؟  گلستانی هم جعلی بود؟ آیا  سردار زارع هم محصول همین کارخانه تقویت قوای جنسی نبود؟ این رذالت شما در بازداشت  گاهها که حتی صدای خودی ها را هم در آورده در کدام کشور دنیا و در کدام برهه تاریخ تکرار شده است بگویید تا جستجوهای ناامیدانه ما برای پیدا کردن نظیر تاریخی اش سریع تر به نتیجه برسد!

آگوست 10, 2009

چرا معتقدم باید طرح خاموشی سبز را جدی گرفت؟

دسته: جامعه — noreasonfor @ 6:47 ب.ظ
Tags: , , ,

تظاهرات خیابانی در تهران

تظاهرات خیابانی در تهران

به احتمال بسیار قوی بخش عظیمی از حرف هایی که تحت عنوان ” تمام شد ” در برابر اعتراضات مردمی،که از سوی برخی از افراد جامعه بیان می شود و عینا نیز توسط کودتاگران با حالت پوزخند و به افتخار تکرار می شود مرادش “اعتراضات خیابانی” است . اما پرسش اینجاست که علی رغم اینکه اعتراضات خیابانی فقط یکی از چند شکل مبارزه بر علیه دیکتاتوریست چرا این صحبت بیان می شود؟

به نظر می رسد در شرایط فعلی نیاز مبرم به تعریف جدیدی هم برای مفهوم “قدرت” و هم مفهوم “حوزه عمومی” داریم . برای دو دسته بالا اینطور به نظر می رسد که گویی “قدرت” فقط حضور هرچه قوی تر نیروها در خیابان و حوزه عمومی همان خیابان باشد . تعریف خنده داریست! گویی سطح مبارزات به نوع جاهلانه ای از مبارزات خیابانی و چاله میدانی تنزل پیدا کرده و گویا مخصوصا دولتی ها در این خیال به سر می برند که با تسلط بر خیابان عملا بر حیطه عمومی نیز تسلط پیدا کرده اند !.

دقیقا به همین دلیل است که مصرم حداقل برای بخش عمده حاکمه این تصور باطل از بین برود و در این راستا یکی از بهترین پیشنهاداتی که شنیدم مرتبط با طرح خاموشی سبز است .

طرح خاموشی سبز در صورت اجرای درست دقیقا این را نشان خواهد داد که نه قدرت به این معنای بچگانه ای خواهد بود که کودتاگران تصور می کندد و نه حیطه اقتدار عمومی انقدر کوچک است که مترادف با عربده کشی های خیابانی و قدرتنمایی های میدانی باشد .

در این طرح به طرز جالبی مجموعه دولت و کودتاچیان به صورت یک فردی در خواهد امد که ناگزیر به دست و پنجه نرم کردن با مجموعه ای چند میلیونی از افرادی است که هرچند هر کدام به تنهایی هزینه ای اندک می پردازند ولی مجموعه انها هزینه سنگینی را بر فرد دولت تحمیل خواهد کرد ؟ آیا از این ایده ال تر؟

در کنار اینها  اجرای هرچه قویتر این طرح اثر قوی تری نیز بر باز تعریف مفهوم قدرت در جامعه خواهد داشت که بی یقین اولین مخاطبانش مجموعه کودتاگران خواهند بود و احتمالا در برخورد های اتی انان با معترضان خیابانی تاثیری شگفت خواهد داشت.

پ.ن : اطلاعات بیشتر در مورد این طرح را در سایت khsabz.org پیدا خواهید کرد.

آگوست 5, 2009

تصاویری از جنس امید

دسته: جامعه — noreasonfor @ 5:48 ب.ظ
Tags: ,

صحنه های امروز در صدای آمریکا که در حقیقت پوششی بود از انچه قبل از انتخابات تا امروز گذشت داغ من را تازه تر کرد . آن امید روزهای قبل از انتخابات و چرخش ناگهانی اش به سمت خشم و عصبانیت و سرکوب برای همه ما تصاویری متاثر کننده است . در این چند روز همه چیز دیدیم و شنیدیم و با افرادی دست و پنجه نرم کردیم که بی گمان در یک جامعه آزاد زمانی پذیرفته خواهند شد که در تیمارستان بستری باشند .همدردی جامعه جهانی را به دست اوردیم و نگرش رایج به ایرانی را تغییر دادیم .و به خوبی توانستیم تمایز دولت و ملت ایران را برای دنیا معنا کنیم .ایرانیان خارج و داخل را هر چه بیشتر پیوند دادیم  وبا شنیدن خبردستگیری ها ، شکنجه ها ، کشته ها و… اندوهگین شدیم و دنیا را به همدردی وا داشتیم .

در کنار تحمل این اندوه ها ،اما به یقین خوشبین خواهم ماند چرا که امروز به سلاحی مجهز هستیم که تا به حال نبودیم “امید” ،”همراهی” و” همدردی “. همین 3 عنصر کافیست تا ددمنش ترین دیکتاتورها را به زانو در آورد .

به امید ایرانی بهتر

آگوست 4, 2009

شیطنت عجیب بی بی سی فارسی در انتخاب یک تیتر

دسته: سیاست — noreasonfor @ 9:28 ب.ظ
Tags:

در حالی که صفحه گوگل ریدرم را نگاه میکردم متوجه تیتر عجیبی شدم که بی بی سی فارسی آپ کرده بود و این عنوان را داشت : “آمریکا : احمدی نژاد رییس جمهور منتخب ایران است ” ماجرا را به دستگیری 3 آمریکایی در نواحی مرزی مرتبط ساخته بودم و با نگرانی اخبار درج شده زیر این تیتر را خواندم اما هرچه پایین رفتم اصلا متوجه نشدم چرا برای این لحن و این متن باید این تیتر انتخاب شود . برای اطمینان بیشتر نگاهی به رادیو فردا انداختم و تیتر زیر را در مورد همین خبر دیدم :”  آمریکا بریتانیا فرانسه برای احمدی نژاد پیام تبریک نمی فرستند ” و همین خبر در سایت صدای آمریکا با این تیتر آمده که : “سخنگوی کاخ سفید می گوید او انتظار ندارد پرزیدنت اوباما به احمدی نژاد تبریک بگوید” .

جالب است که با نگاهی به متون درج شده زیر خبر بی بی سی متونی که در حمایت از احمدی نژاد بیان شده سعی شده در بالای خبر درج شود و متون متضرر تر و دارای لحن تند سعی شده در پایین خبر باشد.

به هر حال برای من این نوع تیتر برای این خبر کمی عجیب بود . هرچند که به هرحال نمی توان ایراد فنی گرفت آنچه گفتم صرفا یک حس شخصی بود شاید کمی می شد منصف تر تیتر انتخاب کرد. قضاوت بیشتر برای شما.

برگه‌ی بعد »

وبلاگ روی وردپرس.کام.