لحظاتی پیش انفجاری مهیب ساختمان ها در تهران و اطراف تهران را لرزاند انفجار به حدی مهیب بوده است که در برخی از نواحی کرج هم شنیده شده است
نوامبر 12, 2011
نوامبر 7, 2011
خروسکان بی محل در اپوزوسیون و مغالطاتی بر علیه حمله نظامی

در بین واکنش های مخالفت با حمله نظامی گفتار برخی از یاران به اصطلاح وطن پرست از حیث تناقض بس جالب می نماید. دوستان با این بهانه که اگر حمله ای باشد صرفا مواضع هسته ای ایران را هدف قرار می دهد و نیت تغییر رژیم در پشت آن نیست با عمل حمله مخالفت میکنند. اما جالب است که عمده این دوستان برای توجیه “شرعی” و “اپوزوسیون پسند” مخالفت خود جملاتی نظیر “آمریکا دلش برای مردم ایران نمی سوزد”، “ما بایستی استقلال خود را حفظ کنیم”-عمدتا طیف بنی صدر و “تغییر بایستی توسط خود این مردم صورت بگیرد” را استفاده می کنند. پرسش ساده از این دوستان اینجاست که اگر شما معتقدید که تغییر باید به دست خود مردم صورت بگیرد چگونه است که از عدم تغییر رژیم در این حمله گلایه می کنید؟ مساله ای وجود دارد به اسم دستیابی به بمب اتمی و خطری در بیخ گلوی این ملت به اسم “شبیه کره شمالی شدن”. یک حمله ولو با نیت جلوگیری از دستیابی این رژیم به بمب اتمی هم لطفی است به حال این میهن پرستان اینترنتی تا اگر مرد میدانند با خیال راحت تر انقلابی که وعده اش را به مردم می دهند هدایت و به پیروزی برسانند. نیک است که اگر این خروسکان بی محل در اپوزوسیون که هیچگاه صدا و آوازشان در زمان درست و در محل درست بلند نشده است قدری به تناقض های گفتاری و عملکرد خود نگاهی بیندازند.
اکتبر 11, 2011
منتظر “مرگ بر آمریکا” در نماز جمعه این هفته هستیم
حتما خوب به خاطر دارید بعد از انفجار یازدهم سپتامبر چطور سنت همیشگی هر هفته در نماز جمعه تهران از ترس کنار گذاشته شد. بی صبرانه در انتظاریم میزان شجاعت بسیجیان ولایی و حزب اللهی را این هفته بسنجیم.
سپتامبر 1, 2011
وقتی خط امامی های جرس از بنی صدر مطلب چاپ می کنند!
10 شهریور ماه سایت جرس اقدام به چاپ نامه ای از بنی صدر نمود که در آن بنی صدر به بیان نگرانی مشترکی پرداخت که از ابتدای جنبش تا به امروز دغدغه اصلی اسلامگرایان است و آن هم ترس از تغییر سیاست غرب به سمت سقوط رژیم اسلامی است. بسیار جالب است که پیروان امام راحل! به هنگام احساس این نگرانی مشترک حاضرند تا به راحتی بر تمامی اصول بنیادین خود چشم بر پوشند. این پیوند سراسر اسلامی را به پیروان امام راحل و نابغه جهان اسلام و مکتشف اشعه مضر در موی بانوان تبریک عرض می نماییم.
اوت 23, 2011
توطئه حدیث سازی در سایت کلمه
باز هم در توطئه ای دیگر همکاران اکبر رفسنجانی در سایت کلمه با بیان مهملاتی چند به همان سبک و سیاق فریبکاری کوسه هفت خط بعد از فوت خمینی در جلسه انتخاب رهبری در خبرگان، در صدد برآمدند تا با حدیث سازی و انتشار پیام خصوصی ! شعار تروریستی الله اکبر را توجیه و جنبش سبز را دینی جلوه دهند! این جنبش نه راه به دین دارد و نه قرر است بستری برای عشق بازی دیندوستان فراهم سازد از جان مردم چه می خواهید؟ 32 سال جنایت به نام اسلام کافی نبود؟ …سانسور تمام و کمال کامنت های منتقد در سایت کلمه و هل شدن کادر ناشی این سایت تا این حد که حتی نامی از مهدی کروبی هم برده نمی شود نشان از توطئه این دشمنان در قالب دوست دارد. همانهایی که حماسه های اسب تروآ جز افتخاراتشان است!
اوت 21, 2011
حامیان سقوط قذافی و سرزنش کنندگان مردم در عاشورا
کسانی که در عاشورا مردم را به باد انتقاد و سرزنش گرفتند که چرا خشونت کردید! امروز از حامیان و راضیان اصلی سقوط قذافی به این شیوه گشته اند! خواستم بنویسم طنز ماجرا اینجاست اما کلام را به این تغییر می دهم که هشدار و بیدارباش برای کاربران مستقل و مردم باید این باشد که چه گروه و دسته مرموذی این چنین مردم را به سخره و بازی گرفه اند که در بیانیه هایشان الله اکبر از روی بام ! تجویز میکنند تا مبادا سطح اعتراضات از حیطه پشت بام خانه ها فراتر رود! هرچند که این پشت بام ها نیز به لطف عملیات کماندویی نیروی انتظامی مانند خیابان ها در اثر چنین حماقت هایی به تسخیر دولت در آمده است. من از این لحاظ سید علی خامنه ای را خوشبخت ترین دیکتاتور جهان میدانم چرا که حصاری از دروغ و تزویر اپوزوسیون ایران را احاطه کرده است که برآیند آنها در یک واژه جمع گشته اند “شورای هماهنگی راه سبز امید”
سپتامبر 3, 2010
پس چه شد این امت سبزالله آقایان مهاجرانی، کدیور و نبوی؟
چماق به دستان حاضر در بالاترین که لحظه ای در جعل شعار نه غزه نه لبنان کوتاهی نمیکردند و قرار شد روز قدس انحصاری به دستشان باشد چه شدند؟ کجایند اینها که می گفتند جنبش سبز ارث پدری ماست و بدون حضور نیروهای سکولار کار خودمان را پیش میبریم؟ چه شد جنبش سبزی که خواستار پاسخگو کردن ولایت فقیه است؟ (به نقل از مهاجرانی) پس کجا رفتند شیرمردان اینترنتی که برای فلسطین و ایران با هم قرار بود سینه بزنند؟
سپتامبر 2, 2010
آقای کروبی عزیز سکولاریسم که میگفتیم به این خاطر بود
شب قدر است مثلا! به قول خودشان شب نزول قرآن! ماه برکت است مثلا! به قول خودشان مهمانی سفره خدا! قاعدتا نمیبایست شاهد چنین صحنه هایی جلوی درب منزل یک روحانی می بودیم! ولی اینجا جمهوری دینی جاکم است. نظامی که آنقدر قدرت دارد تا دین را بنا بر مصلحت تغییر دهد! استثنائاتی برای شب نزول قرآن قائل شود و زحمت را به جای حمت به عده ای تحمیل می کند! بله شیخ عزیز این است آفت نظام دینی! این است که اینچنین مصرانه فریاد سکولاریسم برای ایران را سر میدهیم. امیدوارم تک فرصت های اینچنینی برای درس آموزی پیش از آنکه خیلی دیر شود، غنمیت شمارده شود.
اوت 5, 2010
آرامش فعال،صبر و استقامت و روزه سیاسی
در یکم دی ماه سال 1386 بابک داد طی مقاله ای اعتراضی خطاب به اصلاح طلبان حکومتی چنین می نویسد :
واقعا” شعار “آرامش فعال” در چه فضايی توسط مجلس ششم و دولت اصلاحات ابداع و تبليغ شد؟ و هدف از آن شعار، ريختن آب سرد بر روی کدام احساسات آتشين مردم بود؟
“آرامش فعال” نسخه غيرموثر و شعارمخدوشی بود که اصلاح طلبان هنگامی به مردم توصيه اش کردند که مردم و دانشجويان از بی عملی و خيالبافی آنها مايوس شده بودند و جامعه ميرفت تا خود دست به اقدامات هيجانی بزند.برای جلوگيری از غليان هيجانات جوانها و ياسی که مردم از اصلاح طلبان داشتند،و می توانست بسيار پرهزينه و خسارتبار شود، شعار “آرامش فعال” تبليغ شد تا باز مردم را در “کمای موقتی” و “انتظاری بيهوده” قرار دهد.”آرامش فعال” يعنی سرجايتان بايستيد و ساکن بمانيد اما خوابتان هم نبرد!و اين اصلا” يک برنامه برای پيشرفتن يک جامعه انسانی نيست. اين چگونه برنامه اصلاحاتی بود که مردم را به ماندن و ايستادن و آرام بودن بی هدف تشويق ميکرد؟ جز اينکه آن شعار را برای اين دادند که راهنمايان کاروان، نقشه راه نداشتند و شرمسار بودند که اين حقيقت تلخ را به مردم بگويند که همگی در بيابان گم شده ايم؟حالا مناديان آن آرامش فعال، که سرشار از تناقضی شاعرانه بود، باز به صحنه سياست می آيند.اين بار برای ايجاد کدام تناقض تازه؟
آش چنان شور بود که صدای خودی های سابق را اینگونه در آورد. اما برسیم به امسال. سالی که به نام سال صبر و استقامت نامیده شد. این نامگذاری در چند روز مانده به پایان سالی انجام گرفت که از 25 خرداد تا 4 شنبه سوری آن سال ملت عاجزانه در تلاش بودند به دو جبهه (هم حاکمیت و هم اصلاح طلبان) این پیام را برسانند که کارد به استخوان رسیدهو آماده پرداخت هرگونه هزینه ای برای راحت شدن از شر چنین نظام ددمنشی هستند واین هزینه ها تا بالاترین حدش توسط ملت پرداخت هم شد. کسانی که با زدن خود به کوچه علی چپ یا با این تفکر که سیاست را بهتر از مابقی بلدند امسال را این چنین نامگذاری کردند، باقیمانده همان تفکری هستند که بعد از 8 سال حضور در بالاترین عرصه اجرایی کشور، تنها هنرشان معرفی چند اصطلاح قشنگ -من باب خالی نبودن عریضه- به توده مردم بود. همه با تاریخ و چرایی شکل گیری واژگانی چون “مردم سالاری دینی”، ” آرامش فعال”، “گفنگوی تمدن ها” و… آگاهیم. مخترعین این واژگان با چنین سخنرانی هایی بی عرضگی خود را توجیه میکردند :
جایی در همین ویدئو سید محمد خاتمی خواسته های ملت ایران را اینگونه شرح میدهد :
ملت به نام اسلام، در مقابل اسلام طالبانی، میخواهد دموکراسی را پیاده کند.
حجم مهملات و مغالطات موجود در جمله بالا به قدری زیاد است که آن را از پاسخگویی بی نیاز می سازد اما علی الحساب ما را با یک پرسش بی جواب از این آقایان رها می سازد که حال که محاسبات شما در غلبه اسلام رحمانی (به قول خودتان) در مقابل اسلام طالبانی غلط در آمده و اگر همین حضور ملت در صحنه نبود شاید شرایط بسیاری از شما از همینی که هست بدتر بوده چرا هنوز سنگ اسلام رحمانی بر سینه میکوبید؟ چرا امروز و اکنون بیانیه در مورد روزه سیاسی میدهید؟ روزه سیاسی شما را به کجا میرساند که حضور مردم در عاشورا شما را نمی رساند؟ شمایی که بعضی هایتان با وقاحت این حضور را تقبیح کردید. حضرات بیان نکردند که چرا فراخوان دعای فرج در سطح کشور نمی گذارند تا به قول خودشان مهدی ظهور کند و به ظلم و جور پایان دهد؟
پشت چنین درخواست هایی چه نهفته است؟ جز آنست که بزدلی جماعتی را نشان میدهد که حتی یکبار هم نخواستند میل عظیم مردم ایران برای تغییر را درست ببینند و قدرت مردم را دست کم نگیرند؟ چرا مهدی خزعلی در سایتش از آمادگی مهدی کروبی برای مصالحه با پدرش می نویسد؟ اینها چه بر سرشان آمده که این گونه دست به هر منفذی ولو چرکین فرو میبرند تا به مصالحه برسند؟ شاید از اول بنای کارشان بر این بوده است: نوعی کنترل شده از حضور مردم در صحنه سیاسی، به نحوی که بتوان از آن بهره برداری حزبی کرد.
ژوئن 17, 2010
شباهت های عجیب جمهوری اسلامی با طالبان در این روزها!
این نوشتار در توضیح طالبان در صفحه ویکیپدیا نوشته شده است. با خواندن این توضیحات پی به فاصله بسیار نزدیک جمهوری اسلامی تا طالبانیسم و شباهت های عجیبشان می بریم :
طالبان با دیدگاهی بسته و افکاری متفاوت با محیط و جهان برخورد کردند و به نوعی با بازگشت به نگرشهای مذهبی و با زیر فشار قرار دادن مردم موجبات نارضایتی قشر کثیری از مردم افغانستان را فراهم ساختند. آنها نام حکومت افغانستان از جمهوری اسلامی به (امیرنشین) (امارت اسلامی افغانستان) تبدیل نموده و رهبر خود (ملا محمد عمر) را به عنوان امیرالمومنین معرفی نمودند. قطع نامههای مکرر شورای امنیت را نادیده گرفتند و تعدادی از خارجیان را اخراج نمودند. حکومت طالبان با رادیو، تلویزیون، موسیقی، نقاشی، مجسمه سازی و آثار هنری مخالف بودند و مجسمههای بودا در بامیان را که از جمله غنائم فرهنگی و باستانی افغانستان بود را منهدم ساختند.
آنها به زنان نیز اجازه نمیدادند تا به تنهای از خانههایشان بیرون شوند. مجازات لواطکاران و زناکاران مرگ بود و کسانی که دزدی مینمودند دستشان باید قطع میشد. هر چند طالبان پخش هرگونه اخبار مبتنی بر اختلاف میان این گروه را پنهان نگه میداشتند، اما گاهی خبرهایی از ایجاد اختلافات میان تندروان و میانه روان تراوش میکرد.